سلطان العلماء بهاء الدين محمد بلخى ( پدر مولوى ) ( بهاء ولد )
مقدمهء مصحح 36
معارف ( مجموعه مواعظ وسخنان ) ( فارسى )
بوده و وصيتنامهء خود را در 21 محرّم همان سال نوشته و مرض و ناتوانى او تا روز اوّل شوّال سنهء مذكوره كه وفات كرد امتداد يافته است ( ابن ابى اصيبعه ، ص 36 ) پس اين فصل ميانهء به سال 603 و 605 تحرير شده است . وزين كشى ( در نسخ معارف زين كيشى با ياء بعد الكاف ) از اعاظم شاگردان فخر الدّين رازى بوده و نام او در طبقات الاطبّاء ( ج 2 ، ص 26 ) و مختصر الدّول ( ص 445 ) مذكور است . ديگر فصل 52 ( ص 87 ) كه مؤلّف در آغاز آن چنين گفته است : در وقت ذكر غفرانك و سبحانك مىگفتم دلم بكردرى و خان و نظام الملك رفت ( مطابق نسخهء ص كه موارد اختلاف آن را با نسخهء چاپ شده در آخر كتاب نقل كردهايم نه نسخهء چاپى كه مبتنى است بر نسخهء د - ن و بىشبهه تصحيف در آن راه يافته است ) ظاهرا نظام الملك مذكور در اين فصل بقرينهء ذكر « خان » كه عنوان سلاطين سمرقند و خانيان است بايد نظام الملك صدر الدّين محمّد بن محمّد وزير قلج طمغاج خان ابراهيم بن الحسين باشد كه وقتى محمّد عوفى در سال 597 بسمرقند رفته او داراى همين منصب بوده و بنابراين مقصود از خان نيز همان قلج طمغاج خان ابراهيم بن الحسين است كه در حدود سال 600 درگذشته است ( لباب الالباب طبع ليدن ، ج 2 ، ص 346 و ص 300 - 301 ) و ازاينرو توان گفت كه تقرير اين فصل كه يكى از قديمترين فصول معارف بشمار است پيش از تاريخ مذكور بوده است . و كردرى ( بفتح كاف و سكون را و فتح دال معجم البلدان طبع مصر ، ج 7 ، ص 236 ) نسبت بكر در قصبهء ناحيهء مزداخگان ( مزداخقان ) است كه واقع بوده در جنوب درياچهء خوارزم و ميان نهر كردر و جيحون ( بلدان الخلافة الشرقيّة طبع بغداد ، ص 498 ) و مشهور است بدين نسبت شمس الائمه ابو الوجد محمّد بن عبد الستار كردرى متولّد در 18 ذىالقعدهء سال 559 و متوفّى در 9 محرّم سال 642 از فقهاء بزرگ و معروف حنفيه ( الجواهر المضيئه طبع حيدرآباد ، ج 2 ، ص 82 - 83 الفوائد البهيه طبع مصر ص 176 - 177 ) و محتملست كه بهاء ولد وى را اراده كرده باشد .